السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

244

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

نسبت ، يك وجود واحد است كه هميشه قائم به دو طرف مىباشد ؛ اما نسبت در مقولهء اضافه تكرار مىشود ، و براى هريك از دو طرف اضافه نسبتى است ، غير از آن نسبتى كه در طرف ديگر تحقق دارد ، اگرچه اين دو نسبت ملازم يكديگرند ، و نه در ذهن و نه در خارج از يكديگر جدا نمىشوند . اضافهء متشابه الاطراف و اضافهء مختلف الاطراف اضافه از يك جهت بر دو قسم است : يك قسم اضافه‌اى است كه دو طرف آن شبيه يكديگرند ، مانند اضافه برادرى و برادرى ، مجاورت و مجاورت ، نزديكى و نزديكى و مانند آن . به اين قسم از اضافه ، اضافهء متشابه الاطراف گفته مىشود . و اين در حقيقت در جايى است كه نسبتى كه « الف » به « ب » دارد ، از سنخ همان نسبتى است كه « ب » به « الف » دارد . و قسم دوم اضافه‌اى است كه دو طرف آن شبيه يكديگر نيستند . مانند اضافهء پدرى و فرزندى ، بالايى و پايينى ، تقدم و تأخر . در اين قسم اضافه ، نسبتى كه « الف » به « ب » دارد ، مغاير با نسبتى است كه « ب » به « الف » دارد ، و از سنخ ديگرى مىباشد ؛ مثلا « الف » نسبت بالايى به « ب » دارد ، در حالى كه « ب » نسبت پايينى به « الف » دارد . اضافهء مقولى و اضافهء اشراقى اضافهء مقولى آن است كه دو شىء مستقل از هم موجود باشند و ميان آنها رابطه‌اى برقرار باشد ، مانند دو برادر ، كه هركدام وجودى مستقل از ديگرى دارد ، و اين دو وجود مستقل ، رابطهء اخوت با يكديگر دارند ، يا سقف اتاق و كف اتاق كه هركدام مستقل از ديگرى وجودى براى خود دارد ولى در عين حال اضافهء فوقيت و تحتيت ميان آنها برقرار مىباشد . حاصل آن‌كه اضافهء مقولى رابطه‌اى است كه ميان دو شىء مستقل برقرار مىشود . بنابراين ، در جايى كه نسبت مقولى تحقق مىيابد سه امر وجود دارد . كه عبارتند از : مضاف ، مضاف اليه و اضافه . اما اضافهء اشراقى يك اضافهء يك‌طرفى است كه در آن ، اضافه و مضاف اليه در واقع يك چيزند ، و تغيرشان اعتبارى است . اضافهء اشراقى همان اضافهء ايجاديى است كه علت هستىبخش نسبت به معلول خود پيدا مىكند . اين اضافه كه همان ايجاد معلول است ، عين مضاف اليه يعنى وجود معلول مىباشد . بنابراين ، در اضافهء اشراقى دو چيز مستقل نداريم يكى مضاف و ديگرى مضاف اليه كه يك امر سومى به نام رابطه و نسبت ميانشان تحقق پيدا كرده باشد ، بلكه مضاف است كه با